Thursday, 12 August 2010

ارگنه کن از نگاهی دیگر

تمجید من در مقاله قبلی از دستگیریها و ادامه تحقیقات ارگنه کن توسط دولت ترکیه  نه  به معنی حمایت از تمامی عمل کرد های آن دولت، بلکه تلاشی برای انعکاس بی عملی مقامات قضائی، امنیتی و سیاسی حکومت ما در ایران بوده است که به جای دستگیری و محاکمه خائنین و نوکران استعمار جوانان میهن دوست و عاشقان آزادی را به زندان می اندازند و مورد شکنجه و آزار قرار میدهند. گفتنی ها درمورد ارگنه کن بسیار است، یکی از دلایل اصلی که دولت تائب ادروان نمیتواند قاطئانه ترعمل کند، وابسته بودن اقتصاد ترکیه به قاچاق مواد مخدر ست که درصد عظیمی از درآمد کل کشور را تشکیل میدهد و ارتش بطور وسیعی درگیر این تجارت است، نه او و نه هیچ قدرت دیگری نمیتواند مافیای مواد مخدر را ریشه کن نماید
برای درک بیطرفانه ماجرای ارگنه کن بهترین کار استفاده از منابع مستقل و آگاه در امور امنیتی و قابل دسترس در اینترنت میباشد چون مطبوعات ترکیه در دو خط حامیان و یا مخالفان دولت تقسیم شده اند، این  بار مقاله ای از " وین مدسن رپورت " را برای ترجمه انتخاب کردم که اطلاعات و تحلیل های مفید و تقریباً خلاصه ای را  ارائه میدهد، با توجه به حجم عظیم اطلاعات موجود و همچنین تبلیغات ضد و نقیض در زمینه این پرونده، مخصوصاً اینکه خبر رابطه ارگنه کن ترکیه با منشی امور سیاسی کنسولگری ایران، شخص محسن کارگر آزاد آن هم در یک بار همجنس بازان را مورد تائید قرار میدهد، که من هم برای درک بهتر خوانندگان محترم منابع دیگری در مورد همین واقعه را ترجمه و ضمیمه نمودم. البته قسمت کوتاهی از مقالات ترکی را هم مجبور شدم  ترجمه نمایم که متاسفانه نقایص فراوانی دارد، امیدوارم به بزرگی خود ببخشید
موساد به توطئه کودتا در ترکیه متهم شد، یک کشور ناتو، اثر انگشت سازمان سیا هم در این تلاش دیده شد، وین مدسن ریپورت یا وی ام آر
از افشا گری های تازه، پس از گزارش (وی ام آر) که موساد اسرائیل و جنایت کاران مافیای چاباد هدف یک حمله تلافی جویانه توسط یک باند مخوف مسلمان در بمبئی قرار گرفتند، حرفی که بیرون آمده اینست که موساد دوباره، درگیر در یک شبکه جاسوسی جنائی شده است، اینبار در ترکیه
آنچه که این آخرین نمونه از قصور اسرائیل در مهار فعالیت های مجرمانه  سرویس های اطلاعاتی و سندیکاهای جنایتکارانش را بدتر میکند اینست که ترکیه، بر خلاف اسرائیل، یک متحد ایالات متحده در ناتو میباشد، بنابراین، آمریکا طبق این معاهده موظف به حمایت ار متحدین ناتو در مقابل هر گونه تعرض از طرف کشورهای غیر ناتو، از جمله اسرائیل میباشد.
رسانه های ترکیه و دیگر کشورهای خاورمیانه گزارش میدهند که در رابطه با یک باند اطلاعاتی و تبه کار دست راستی ترکیه، معروف به ارگنه کن، انگشت بر روی موساد گذاشته شده. متهم به تلاش برای سرنگونی دولت دمکراتیک انتخاب شده حزب عدالت و توسعه (ای کی پی)  نخست وزیر تائب اردوان و رئیس جمهور عبدالله گول.
بسیاری از مدارک در ترکیه از یک خاخام ترکی نام برده اند، تونکای گونئی، همچنین معروف به دانیل تی گونئی و دانیل لوی و اسم  رمزهای " ایپک " یا " سیلک " (مانند سعید امامی  یا اسلامی که در اصل دانیال قوامی بوده-م)
او بعنوان یک مامور دو جانبه برای سازمان اطلاعات ملی ترکیه (ام آی تی) با ماموریت نفوذ کردن به گروه در سایه ولی پرقدرت " حکومت درون یک حکومت " ارگنه کن فعالیت میکرد. گونئی در سال 2001 برای پخش کردن گواهینامه رانندگی تقلبی و پلاک های جعلی نمره ماشین های لوکس توسط مقامات ترکیه بازداشت شد. یک سند که به تازگی توسط مطبوعات ترکیه کشف شد برملا کرد که گونئی به یک واحد اطلاعات ژاندارمری نفوذ کرده بود که با همکاری ارگنه کن در بی ثبات کردن ترکیه کار میکردند. گونئی به ایالات متحده اخراج شد و اکنون مدیر کنیسه ای در تورنتوی کاناداست.
روزنامه ترکیه حریت گزارش داد که  گونئی در واحد ضد تروریسم سازمان امنیت ملی (سی تی یو) و یک واحد دیگر (ام آی تی) که ایران را زیر نظر داشت خدمت میکرد. حریت همچنین گزارش داد که گونئی رابطه ای با کنسول گری ایران در اسلامبول ایجاد کرده بود، با  محسن کارگر آزاد منشی امور سیاسی کنسولگری.!! ( به نقل از روزنامه ملیّت تاریخ 4 دسامبر 2008 گونئی روابط دوستانه ای با محسن کارگر در یک " بار مخصوص همجنس بازان " ایجاد کرد که به اعتقاد سرویس امنیتی ترکیه (ام آی تی) محسن کارگر عضو شاخه ایرانی عملیات گلادیو بود که در کنسولگری ایران با سمت منشی امور سیاسی کار میکرد.)
قسمتی از مقاله حریت که لینک اش در چند سطر پائین تر آمده
در پیشگاه تاریخ
بمب ارگنه کن، دردادگاه و دادخواست متهم اومیت اوگوزتان منفجر شد
 در کیفرخواست اوگوزتان، رابطه خاخام تونکای گونئی با معاون ام آی تی مهمت ایمور، در یک تماس تلفنی مشخص، به گفته شاهد. معاونت سازمان امنیت کشور در چنین مسیری تحت بررسی باشد بسیار خطیرست
هر قدر که تونکای گونئی آنرا رد میکند..
 در واقع، دادخواست اومیت اوگوزتان ارتباط گونئی – ایمور بود که ورای تصور همه بود
چونکه به گفته اوگوزتان، تونکای گونئی، برای ایمور از دیپلمات ایرانی عکس و اطلاعات تهیه کرده بود
اسم دیپلمات ایرانی محسن کارگر آزاد است، روزنامه های ترکیه به او لقب " جلاد " داده اند.
اگر اوگوزتان حقیقت را میگوید؛
1) میز کار تونکای مربوط به ایران(بخش مطالعه ارگنه کن ایران) در ام آی تی ثابت میشود که در حال کار کردن است
2) تماس رسمی بین ارگنه کن و دولت درونی ایران (حکومت واقعی و سّری ایران - م) برای اولین بار ظاهر میشود
هرچند چنین ادعای بزرگی را بدون رفتن به عمق ماجرا، فقط با ارائه سؤالهای آماتور نمی توان دریافت، برای مثال نام، تاریخ، زمان دیدارها و ...
ما سه یا چهار اسم داریم، محسن کارگر دیپلمات ایرانی، معاون سیاسی کنسولگری اسلامبول با شماره 008 166 پاسپورت دیپلماتیک در تاریخ 8 فوریه 1991 وارد ترکیه شد. در تاریخ 24 ژانویه 1993 در ترور اوگور مومکو نام او مغشوش شده بود. ترکیه را در 1995 ترک نمود، و در تهران به عنوان مسئول بخش آنکارا ( درسازمان امنیت ایران – م) منصوب شد.
به گفته ایمور، تحقیقات سوسورلوک پس از قتل دو ایرانی که درگیر قاچاق مخدر بودند آغاز شد.
عسکر سیمیتکو و لازیم اسماعیلی در ژانویه  1995 هنگامی که کازینوی هتل پولات رنسانس را در اسلامبول ترک کرده بودند توسط اشخاص ناشناس ربوده میشوند، هر دو با شلیک گلوله در سیلویری اسلامبول کشته میشوند و اجساد شان در تاریخ 28 ژانویه 1995 پیدا میشود
مهمت ایمور نوشته: ام آی تی کمترین اطلاعی در مورد قاچاق مخدر سمیتکو نداشت، دو فعالیت عمده در این دوران برای م آی تی انجام داده بود یکی حمل سلاح برای پی کی کی، دیگری مشارکت در دستگیری رهبر پی کی کی در مرمره.
محسن کارگر آزاد مظنون به مشارکت در قتل اوگور مومکو روشنفکر کمالیست بود. برای همین او در 1995 به تهران اخراج شد. با وجود اینکه در شرح وقایع مظنون دیگر ارگنه کن اومیت اوگوزتان شهادت داده که او شاهد بود که گونئی اطلاعاتی در این باره از آزاد جمع آوری کرده بود
در این مقاله  قتل عرفان ستین امک روزنامه نگار ترک را به ساواما، سازمان اطلاعات و امنیت ملایان ایران مرتبط میکند که اسلحه را تروریست های اعزامی از ایران پس از جنایت به محسن کارگر معاون سیاسی کنسولگری تحویل داده اند. سپس جنایت های دیگر را اضافه میکند مانند زهرا رجبی و علی پناه مرادی، کشتن رضا برزگر در زندان ترکیه شخصی که اعتراف به همکاری با محسن کارگر نموده بود، و اخراج محسن کارگر و دیگر اعضای سفارت از ترکیه با خفت و خواری.
[ پس از علنی شدن پرونده ارگنه کن بطور رسمی در دادگاه عالی جنائی و کشاندن ژنرال های گردن کلفت به دادگاه، دیگر رسانه هایی که برای لوث کردن این قضیه تلاش میکردند نمیتوانستند به سادگی با دو کلمه معروف "تئوری توطئه " کل مسئله را نفی کنند، از اینرو همگی و مثل همیشه بطور هماهنگ با تخریب تونکای گونئی سعی در زیر سوال بردن تمامی مدارک و شواهد بدست آمده نمودند و با تاکید مکرر بر اینکه او یک جاسوس  با نام ها و شغل های متعدد بوده و در نتیجه اظهارات او ارزش بررسی و تحقیق ندارد به تبلیغ در اینکه ارگنه کن توسط دولت بزرگنمایی میشود پرداخته اند
 فقط در این مورد که تونکای گونئی همان تونکای گونئی ملقب به آیپک و یک اسم کد دیگر " سیلک " هست یا نیست چندین مقاله نوشته شده، به این مورد توجه نمیشود که اینگونه افراد و مامورین که به عنوان خبرچین فعالیت میکنند فراوانند و اصولاً کار جاسوسان مگر غیر از این است؟ ماموران امنیتی  در دنیای واقعی که مانند هنرپیشه دو صفر هفت فیلم های جیمز باند نیستند، کارشان نفوذ کردن در میان اجتماعات با استفاده از انواع حقه بازی و شیادی ست، هر چه بیشتر در این کار آلوده میشوند بیشتر از محبت، کمک به همنوع و انسانیت دور میشوند، و به موجوداتی بی رحم، بدون عاطفه و بدون اراده تبدیل میشوند که به اجبار آلت دست  باندهای پر قدرت مافیایی- حکومتی میشوند، گونئی ولی یک خبرچین بسیار حرفه ای و با مهارتی فوق العاده در نفوذ در ارگان های مختلف بود و به همین جهت نیز توسط سازمان امنیت ترکیه مورد استفاده قرار گرفت تا بتواند تمامی تشکیلات ارگنه کن را شناسایی کند و از آنجائیکه با تحقیقات دستگاه قضائی هم همکاری کامل نمود توانست از ترکیه خارج شود و در کانادا زندگی کند- ضمیمه]
بقیه مقاله وی ام آر در مورد نقش موساد:
گونئی همچنین ادعا کرد که یک روزنامه نگار ست از طرفی بنا به گفته بعضی او یک عضو (پی کی کی) بود، سیلویو اوایدو رهبر جامعه یهودی ترکیه گونئی را یک خاخام تقلبی خواند و گفت که او حتی بعنوان یک خاخام در کنیسه تورنتو ثبت نشده است.
در قلب داستان ارگنه کن موساد قرار دارد و تلاش های گزارش شده اش برای تبدیل کردن ترکیه به یک لبنان دیگر و یا کرانه باختری /غزه، یک کشور متلاطم درگیر منازعات داخلی و درگیری های جنگی مداوم که تسلیم به قدرت رسیدن یک حکومت نظامی قوی دست راستی میشود. در محاکمه یکی از متهمین قتل هرانت دینک روزنامه نگار ترک ارمنی، وکیل یکی از متهمین قتل از دیگر متهم به قتل «ارحان تونسل» که یک خبرچین سابق پلیس مانند گونئی بوده  سؤال میکند، آیا او یک دوست دختر اسرائیلی داشته است؟! (بسیاری از دختران اسرائیلی در نقاط مختلف جهان در راه آرمان صهیونیسم به روسپیگری اطلاعاتی میپردازند و ازکارآمدترین شیوه های اطلاعاتی موساد هستند- م) تونسل از جواب دان به این سؤال بعلت اینکه از امور شخصی زندگی ست امتناع میکند. بهرحال این واضح بود که آنچه وکیل به آن سو اشاره میکند ارتباط موساد به قتل « دینک » است، مرگی که به ملیون ضد ارمنی ترک نسبت داده میشد آنهم  توسط رسانه های بشدت تحت نفوذ صهیونیست ها در غرب.
وقتی در جولای گذشته  89 مظنون در کیفرخواست 2،455 صفحه ای توسط یک دادگاه جنائی در اسلامبول نام برده شدند، بسیاری از ژنرال های بازنشسته، شبکه نئوکانها، مخصوصاً در واشنگتن که پایتخت آنهاست در کنار اورشلیم و لندن، شروع به ریختن آب سرد  و اصطلاح " تئوری توطئه " در اطراف اتهامات موجود در کیفرخواست  ترکیه نمودند که ارگنه کن نقش عمده ای در تشکیل چندین گروه تروریستی ترکی برای مختل ساختن سیاست ترکیه، از جمله حزب کارگران کردستان (پی کی کی)، حزب الله ترکیه، جبهه – ( مارکسیست لنینیست) حزب آزادی مردم (دی اچ کی پی- سی) و حزب کمتر شناخته شده اسلامی ( آی بی دی ای). نئوکان های بنیاد جیمزتاون در واشنگتن پیوندهای کیفرخواست بین ارتش ترکیه و عناصر تندروی تروریست را یک " تئوری توطئه " نامیدند، سازمان هایی مانند جیمزتاون هیچ انتخاب دیگری ندارند. اگر ثابت هم شد، همانطور که در ترکیه شد، که وجود داشتن گروه های مختلف تروریستی مانند " القا عده "، " مجاهدین دیکان " و دیگران به علت حمایت و تغذیه نیروهای آمریکا، اسرائیل و دیگر کشورهای غربی از آنها میباشد، گروه هایی مانند جیمزتاون دلیل وجود داشتن آنها از بین خواهد رفت، پروپاگاند کردن و دریافت بودجه برای سرپا نگه داشتن هیولای تروریسم، خود " امانوئل گادشتین " زنده.( از قسمت های بسیار پر معنا در داستان 1984 اورول وجود یک شخصیت ساختگی  بنام گاداشتاین ست که اتفاقاً یک اسم سمبلیک و یهودی ست که بصورت اپوزسیون ظاهری علم شده و بعنوان بهانه ای برای تحریک و دستگیری عوامل ناراضی داخلی مورد استفاده سیستم قرار میگیرد که نمای کامل دمکراسی های پوشالی امروز در سراسر جهان میباشد که اعضای جمعیت های ماسونی و مافیایی در تار و پود احزاب سیاسی و سندیکاها نفوذ کرده اند و از این طریق خشم و نارضایتی های مردم را هدایت میکنند و تحت کنترل میگیرند – م)
گزارش شده بود که گونئی 86 مین مظنون در کیفرخواست ارگنه کن بود. باور بر اینست که گونئی اطلاعات با جزئیات اولیه در مورد وجود ارگنه کن را برملا کرد و توانست از متهم شدن خود در پرونده جلوگیری کند
دخالت دست راستی های افراطی ارتش ترکیه  و افسران اطلاعاتی و شبکه های سازمان یافته تبه کاری، با موساد و، احتمالاً، ماموران سیا در هماهنگی با فتح الله گولن رئیس مرکز اسلامی و یک مدرسه خیریه ترکی اسلامی و مظنون به اینکه توسط " سیا " بنا نهاده شده - که فعالیتش در موازات پان – ترکیست های / اوراسیا ( وابسته به جرج سورو) و اهداف ارگنه کن میباشد – شبیه سناریوی ست که در هند بازی میشود، جائیکه یک گروه کوچک شناخته شده بنام " مجاهدین دکان " بعنوان یک بهانه توسط ارتشی ها و ماموران اطلاعاتی دست راستی هند برای به قدرت رساندن دولت هندوی دست راستی بهاراتیا جاناتا ایجاد شده اند.
گولن صاحب تعدادی رسانه و منافع تجاری در ترکیه است، و مراکز اسلامی را در سراسر آسیای میانه و حتّی روسیه اداره میکند.
در نظرسنجی، یک سوم مردم ترکیه باور دارند که گولن میخواهد قدرت حکومت را در ترکیه بدست بگیرد و یک سوم دیگر فکر میکنند که او توسط " قدرت های بین المللی " ساخته و پرداخته شده. بعد از اینکه او در ترکیه از تلاش برای سرنگونی حکومت سکولار به حکومت مذهبی خودش تبرئه شد. در ابتدا از دادن کارت اقامت دانم یا گرین کارت به گولن توسط دادگاه شرق پنسیلوانیا امتناع شد، امّا بعداً یک دادگاه تجدیدنظر گرین کارت را به او داد.
در اکتبر 88، یک دادگاه تجدیدنظر فدرال تشخیص داد که مقامات مهاجرت ایالات متحده بطور نادرست درخواست گرین کارت گولن را رد کردند. دادگاه تجدیدنظر حکم کرد که گولن " یک خارجی با توانائیهای فوق العاده میباشد " یک تصمیم گیری که موجب تائید اقامت گولن شد. ناظران بر این پرونده مشکوک هستند که سازمان سیا در حمایت از گولن  " در تصمیم گیری دادگاه دخالت نمود ". حمایت گولن از دولت (ای کی پی) ممکن است یک سیاست مصلحت جویانه از طرف سازمان سیا برای حفظ یک رابطه نزدیک با دولت با تمایلات اسلامی (ای کی پی) در آنکارا باشد. دولت بوش، بعد از هفت سال تلاش برای دپورت گولن به ترکیه، ناگهان به مخالفتش با اقامت دائم او خاتمه داد.
دادستان عمومی در خدمات تابعیت و مهاجرت ایالات متحده در مخالفت با اقامت دائمی گولن، مدارکی را ارائه داده بود که جنبش گولن توسط کشورهای عربستان سعودی، ایران، ترکیه و " سازمان جاسوسی آمریکا " حمایت مالی میشد
اگر عملیات گولن توسط " سیا " بنا شده اند این بدین معناست که " سازمان " با ارگنه کن مرتبط است. با داشتن پیمان دفاعی متقابل با دولت برسمیت شناخته شده ترکیه، آن ارتباط، سازمان سیا را به طور بالقوه در نقض  قوانین ایالات متحده قرار میدهد. و ارتباطات اسرائیل با ارگنه کن به این معناست که دولت آمریکا طبق پیمان متعهد به حمایت از هم پیمان خود ترکیه در مقابل هر گونه تجاوز پنهان یا آشکار اسرائیل میباشد.
یک عنصر " مک کارتیزم " در مورد ارگنه کن وجود دارد، برخی مقام های صادق نیز در مظان اتهام قلم های بی رحم رسانه ها قرار گرفتند مانند سردار ساکان رئیس سابق بخش جرایم سازمان یافته اسلامبول،  او اولین کسی بود  که در 2001 مدارکی بر علیه ارگنه کن را ضبط نمود و تحقیقات خود را در مورد هر دو سازمان ارگنه کن و گولن گسترش داد. ساکان که تحقیقات در مورد قتل " شاه کازینوها " را با موفقیت به انجام رسانده بود، موفق شد این تلاش برای لکه دار کردنش را خنثی کند، از 36 اتهام کیفری که علیه او آورده بودند تبرئه شد و شش بار در مقام پلیسی خود ابقاء شد. ساکان فعلاً بعنوان مظنون در ارگنه کن در زندان است! امّا تنها " جرم " او آنطور که به نظر میرسد لو دادن نقش جاسوسی سه جانبه گونئی برای (ام آی تی – سازمان امنیت ترکیه)، موساد، و سازمان سیا میباشد. در 2001 گونئی بر طبق یک توافقنامه میان  معاون (ام آی تی) سنکال آتاساگون و سازمان سیا از ترکیه بیرون برده شد، با دخالت سازمان سیا ده سال اقامت به گونئی داده شد
در 2004، ارگنه کن در سه کودتای نظامی تلاش در سرنگون کردن دولت  (ای کی پی) کرد، کد گذاری شده بودند – ئل دیون (دستکش)، ساری کیز ( دختر بلوند)، آیسی گی ( مهتاب).
ارگنه کن بسیار حیله گرانه از صفحات روزنامه ها و از صفحه نمایش اخبار تلویزیون ها در آمریکا دور نگه داشته شده. تحقیق در مورد ارگنه کن مانند باز کردن پره های پیاز میتواند مراکز ناخوشایندی را برملا سازد.
در ژانویه 2007 (وی ام آر) گزارش داد: " بر اساس یک منبع مجری قانون فدرال، دو بازرگان با نفوذ – گولن مسلمان سنّی ترک، که پس از 2006 و تبرئه شدن در ترکیه بخاطر توطئه علیه دولت سکولار،  در پنسیلوانیا زندگی میکند، وسرمایه گذار عربستان " یاسین قادی "  رئیس سرمایه گذاری اسلامی (بی ام آی) یک سرمایه گذار بزرگ در ترکیه میباشد که در اکتبر 2001 پرزیدنت بوش از او بعنوان یک تروریست ویژه جهانی نام برد—هر دو با همکاری سازمان سیا در اواخر 1990 در حمایت از ارتش آزادیبخش کوزوو (کی ال ای)  سلاح رد و بدل میکردند. یک گروه تروریستی آلبانی که در یوگسلاوی سابق فعالیت میکرد، (کی ال ای) با دولت کلینتون هم پیمان بود و از طرف رهبران نئوکان مانند ریچارد پرل نیز حمایت میشد. کتابهای گولن در آلبانی ترجمه و منتشر شد.
قادی بنیان گذار بی ام آی، همچنین کمک کرد یک موسسه فناوری تکنیکی (پی تک) را راه اندازی کنند، یک موسسه که قراردادهای فعال برنامه ریزی با سازمان فدرال هوانوردی (اف ای ای) و پنتاگون در ماجرای 11 سپتامبر داشت. دفاتر پی تک  پس از اینکه تحت سوءظن برای تامین مالی تروریست ها قرار گرفت، در دسامبر 2002 توسط مقامات فدرال بازرسی شد. قادی مطنون به استفاده از یک سری تجارتخانه و مراکز خیریه مستقر در ویرجینیای شمالی برای تامین مالی  فعالیت های " القاعده " در بوسنی بود.  دولت بوسنی یک پاسپورت ویژه در 1993 برای  اسامه بن لادن صادر کرد. گزارش شده بود که  قادی همکار تجاری یک تاجر ترک بنام سنید زاپسو بود، یک مشاور نخست وزیر تائب اردوان.
افشاگری های دراماتیک پرونده ارگنه کن که از ترکیه بیرون میآیند همچنین به دلایلی اشاره دارند که چرا نئوکان ها در واشنگتن مشتاق بودند مانع کار مترجم ترکی اف بی آی  سیبل ادموندز و والری پالمه ویلسون مامور سیا شوند، که هر دو فعالیت های قاچاق در ترکیه را در لیست اولویت خود قرار داده بودند
در ژانویه 2008 (وی ام آر) گزارش کرد: به وی ام آر خبر رسیده که مامور سابق سازمان سیا والری پالمه که پوشش امنیتی او توسط کاخ سفید بوش برملا شده بود و مترجم سابق اف بی آی سیبل ادموندز، کسی که در مورد برملا کردن یک شبکه پنهانی بزرگ با دخالت ترکیه، اسرائیل، و اعضای کلیدی دولت بوش و حزب جمهوری خواه در قاچاق اسلحه و مواد مخدر زیر تمرکز قرار گرفته بود، هر دو در واقع شبکه واحدی را در نظر گرفته بودند. پیوند ترکیه با هر دو عملیات مخفی سیا " برویستر جنینگز و شرکاء " و شبکه فعال ترکیه – اسرائیلی با نفوذ در وزارت دفاع و خارجه، عامل کلیدی برای درک نمودن عملیات پیچیده ضد – جاسوسی که توسط هر دو سازمان اف بی آی و سیا صورت گرفت میباشد. اکنون به نظر می رسد که شبکه تبه کاری متصل به واشنگتن که توسط ادموندز و پالمه زیر نظر بودند، در واقع، ارتباط نزدیکی با شبکه ارگنه کن در ترکیه دارد.
وی ام آر در18 ژانویه 2008 در ادامه گزارش: " کنسول ویژه فیتزجرالد همچنین، براساس منبع خبری ما، بخوبی از توطئه وسیع در سرپوش گذاشتن بر قاچاق سلاح کشتار جمعی از کشورهای آسیای میانه، اوکراین و مولداوی به بازار بین المللی اسلحه آگاه بود. شبکه عبدالقدیر خان مستقر در پاکستان یک منفعت برنده بزرگ در این عملیات قاچاق اسلحه بود که ترکیه را بعنوان یک محل واسطه استفاده میکند. به جای آنکه تحقیقات خود را گسترش دهد، فیتزجرالد آن را متوقف نمود، با نظر انداختن فقط به فعالیت های محفل آمریکائی های ترک، لابی با نفوذ ترکیه در واشنگتن، و سازمان همزیستی موازی آن، کمیته دفاع از امور آمریکائیان اسرائیل (آیپک). ترکیه و اسرائیل همکاران نزدیک ارتشی و اطلاعاتی هستند.
دیک دوربن سناتور دمکرات ایلینویز از پرزیدنت اوباما خواست تا فیتزجرالد را دوباره بعنوان دادستان ایالتی شمال ایلینویز، برسر کار بیاورد، اگر اوباما چنین کند، به این معنی ست که شبکه ای که توسط ادموندز و پالمه مورد تحقیق قرار گرفت، همانی که به ارگنه کن و شبکه گولن در ترکیه امتداد مییابد، چنگال هایش را تا اعماق دولت اوباما هم فرو برده است.
همینطور هم شد، امروز این فراماسون کثیف و حامی جنایتکاران و بچه دزدان، دادستان ایلینویز میباشد و اوباما طبق دستور اربابانش عمل میکند مانند تمامی رؤسای جمهور آمریکا

Tuesday, 3 August 2010

محاکمه ارگنه در ترکیه و کودتای آن در ایران




تحولاتی بزرگ در ترکیه انجام میپذیرند که تاثیرات شگرفی بر تمام منطقه خواهد گذاشت، دومین کیفر خواست شبکه مافیایی تروریستی ارگنه کن توسط دادستان عالی استانبول به دادگاه عالی جنائی ترکیه تحویل داده شد و بسیاری از افراد با نفوذ دیگر دستگیر شده و یا تحت تعقیب هستند.
صلابت داخلی،  ثبات اقتصادی و اعتبار والای سیاسی ترکیه در عرصه بین المللی از سه سال پیش شروع شد،  پس از ایجاد رفرم های عمیق پولی و سیستم بانکی کشور، و همچنین با دستگیری صدها نفر افراد با نفوذ و قدرتمند در ترکیه که متعلق به باند مافوق حکومتی ارگنه کن و دارای ارتباط با سیا، ام آی 6  و موساد ، این جماعت چندین بار در گذشته در ترکیه کودتا کردند و اخیراً نیز سه بار قصد کودتا در این کشور را داشتند، ولی دستگاه های امنیتی و قضائی دلسوز و مردمی دست شان را رو نمودند و شروع به پاکسازی عناصر خائن و مزدور نموده اند. این به دولت تائب اردوان اعتماد به نفس فزاینده ای اهدا نموده تا با اراده و مصمم اصلاحات بیشتری را آنهم در ساختار قانون اساسی ترکیه شروع نماید و همین امر امروزه به دمکراسی و آزادی های مدنی  در آن کشور قدرتی مضاعف بخشیده است.  حتّی بسیاری از آزادیخواهان در سراسر جهان امیدوارانه چشم به  تحولات این کشور دوخته اند، امید  به این که میتوان با حرکت های اصلاح گرایانه ولی قاطع و مصمم و با تکیه به یک اتحاد ملی،  تغییرات بزرگ در جهت ایجاد یک نظام مردمی بوجود آورد. در 12 سپتامبر مردم ترکیه در یک رفراندوم حیاتی شرکت خواهند کرد و این امکان را خواهند داشت تا با دادن رای مثبت به تغییر قوانین غیر دمکراتیک در قانون اساسی  یکی از ارکان استبداد در این کشور یعنی " هیئت عالی قضات و دادستان ها " را برای همیشه به زیر کشند. رفراندومی که ساختار این  هیئت  را اصلاح  و بیشتر دمکراتیک خواهد نمود
ترکها در عمل نشان دادند که میهن دوستانی واقعی اند و دلیرانه از فاجعه ای جلوگیری کردند که میرفت باز هم چندین سال آنها را به عقب و به دامان زور گویی های مستبدانه مافیای نظامی بیندازد و دستاوردهای دمکراتیک این کشور را بر باد دهد، ولی هشیاری دولت دکتر اردوان و شجاعت بسیاری از روزنامه نگاران و روشنفکران دلسوز در آن کشور مانع انجام این کودتا ها شدند، در عوض امروز اقتصاد ترکیه بسرعت رو به رشد است و با ثباتی که ایجاد شده جذب سرمایه های خارجی نیز رو به افزایش دارد و از همه مهمتر اینکه ترکیه دارای منزلتی بزرگ در دنیا شده است تا حدّی که حتّی میتواند بطور جدّی جلوی اسرائیل بایستد  و حتی انگلستان را نیز با خود همراه نماید،  سخنان اخیر کامرون در محکوم نمودن حمله اسرائیل به کشتی امدادرسانی ترکیه نهایت پیروزی دیپلماتیک اردوان میباشد. نخست وزیر انگلستان دیوید  کامرون، هم از عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا حمایت نمود و هم در پایان بخشیدن به حصر مردم بیگناه غزه تاکید کرد؛ به این میگویند کمک کردن واقعی به مردم فلسطین، بدون اینکه میلیاردها دلار ثروت مردم ترکیه را خرج گروه های تروریستی نماید و یا اینکه بلوف های تو خالی بر علیه اسرائیل سر دهد، کاری که صباغیان مکرر انجام میدهد و باعث ایجاد همدردی بسیاری از کشورهای جهان با اسرائیل میشود!! که  سیاست همیشگی حکام متظاهر و فریبکار ایران در سی سال گذشته بوده است و اگر ادامه بی دلیل جنگ با عراق را به این کارنامه اضافه کنیم، ملایان ایران بزرگترین خدمات را به صهیونیسم جهانی نمودند که همان مالکان بانک ها، صنایع تسلیحات – نظامی، کمپانی های نفتی و رسانه ها هستند.
ارگنه کن و ارتباطات خارجی

بهترین موقعیتی که ترکیه برای غلبه بر نیروهای قدرتمند مافیای حکومتی داشت، در رسوائی سوسورلوک بود که رابطه بین یک رئیس پلیس، یک نماینده کرد پارلمان که یک ارتش از قوم خود با  حمایت نیروی نظامی ساخته بود تا بر علیه حزب کارگران کردستان بجنگد و یک رئیس مافیا که در دنیا تحت تعقیب بود برملا شد. این سه نفر در یک مرسدس نشسته بودند که تصادف میکنند، رئیس مافیا  و رئیس پلیس بعد از تصادف در محل توسط یک تیم سه نفره کشته میشوند، نماینده پارلمان توسط محافظین خود نجات می یابد، ولی گفت هیچ به یاد نمی آورد!
سوم نوامبر 1996 طی يك حادثه رانندگی مصنوعی، «عبدالله چات لي» از مامورین اطلاعاتی تركيه به قتل رسید كه در صندوق عقب خودروی وی مقادیر زيادي اسلحه کشف شد و گفته میشد متعلق به نیروهای مسلح تركيه است.  این دو حادثه كه در منطقه‌اي به نام «سوسورلوك» رخ داد، در ادبیات سياسي تركيه به همين نام مشهور شد، این حادثه نیز از سوي باند كودتاگر ارگنه كن طراحی و اجرا شده بود   
  
( به مانند سعید امامی، چات لی هم بسیار میدانست و باید سر به نیست میشد، این در اصل سرآغاز تحقیقات ارگنه کن در ترکیه  بود که بعد ها با  ارسال رو شدن  اطلاعاتی در باره ارتباطات این گروه با ارگنه کن ایران و ارسال آنها توسط سازمان امنیت ترکیه به وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی از طریق وزارت خارجه باند سعید امامی به یکباره  لو رفت و حکومت ایران تصمیم گرفت با قربانی کردن او هم ترکها را دست به سر نماید و هم پرونده قتلهای زنجیره ای را با مرگ  یکی از عوامل آن مختوم نماید
در حالیکه از همان موقع در روزنامه های ترکی گفته میشد که در بازجوئی ها از مظنونین توسط پلیس ترکیه، وجود تشکیلاتی با همین قدرت و ساختار که در ایران فعال میباشد مشخص شده است، و مانند همتایش در ترکیه مسئول تمام کارهای کثیف حکومت مافیایی درون حکومت است، متاسفانه با نادیده گرفتن این  اطلاعات در ایران، و نبود حتّی یک ارگان دلسوز که در تعقیب جاسوسها، و عاملین واقعی بیگانگان باشد،  موجب به این شد که همین ها بر علیه رئیس جمهور منتخب مردم ایران کودتا کردند.)
برای افشای کامل ارتباط ارگنه کن با رژیم کودتا در ایران و قطع نمودن دست های کثیف صهیونیسم از کشور عزیزم، مطالبی را ترجمه نمودم و در چند مرحله منتشر میکنم.
در اواخر این مقاله جالب نویسنده به شخصیتی مهم اشاره میکند که سردبیر روزنامه " کوپ " در ترکیه بوده، از ولادیمیر یابوتینسکی نام برده میشود که یک تئوریسین جهانی صهیونیسم  و از بنیان گذاران اولین گروه های تروریستی در جهان بود که در فلسطین و برای ایجاد اسرائیل تشکیل شدند مانند ایرگون که احتمالا نام ارگنه کن هم از آن ریشه میباشد.
وجود این شخص در ماجراهای ترکیه بسیار قابل تعمق و بررسی است چون مغز متفکر تروریسم جهانی هم اوست که بطور مستقیم در تاسیس شبکه های ارگنه کن نظارت داشته است، و همین بهترین دلیل برای دخالت بریتانیا و صهیونیسم در ایجاد ترور، تفرقه و بی ثباتی در منطقه میباشد.
ترجمه اهمّ مقاله بسیار مفید از" اکسکوتیو اینتلیجنس رویو" را با حوصله مطالعه نمائید
"رها کردن شبکه ارگنه کن توسط  بریتانیا برای نابود کردن ترکیه و نقش صلح جویانه آن "  نوشته دین آندرومیداس
کشور ترکیه بخاطر کیفر خواست یک شبکه جنایت کار، ارگنه کن،  که برای یک کودتا بر علیه دولت برنامه ریزی کرده بود به لرزه درآمد، ، در یک تحقیقات که تنها قابل مقایسه با آنهایست که در ایتالیا انجام شد در زمینه لژ ماسونی بدنام پی2 و شبکه های " پشت سر بمانید "  گلادیو وابسته به ناتو که مسئول تروریسم ایتالیا در سالهای 1980 و سالهای 1990 بودند
این افشا گری ها در زمانی اتفاق میافتد که ترکیه در حال ایفا کردن نقشی کلیدی با میانجیگری  در گفتگوهای صلح بین اسرائیل و سوریه، و گرفتن ابتکار عمل بزرگ در رابطه با عراق و ایران که به طور مستقیم در مقابله با تلاشهای بریتانیا برای راه اندازی جنگ دیگری در جنوب غربی آسیاست
 " استراتژی ایجاد تنش " بطور کامل با حملات وحشت و ترورها،  در ارگنه کن با هدف هموار نمودن راه برای یک کودتای نظامی بر علیه دولت نخست وزیر رجب تائب اردوان برنامه ریزی شده. مانند آنها از پی2 و گلادیو در ایتالیا، تحقیقات ارگنه کن ارتباط هر دو ناتو و سرویس امنیت حکومتی  به تروریست ها، ترورها و شبکه های جنائی را برملا کرد
منابع اطلاعاتی آمریکا به ئی آی ار(اکسکوتیو اینتلیجنس رویو) گفته اند که بریتانیا به طور کامل متعهد به بی ثبات نمودن، اگر نه براندازی، دولت اردوکان است. ترکیه به دلیل نقش محوری آن در چند جبهه و برای پیشبرد صلح و توسعه اقتصادی در سراسر شرق میانه مورد هدف قرار گرفته است، نقشی که تهدید به واژگون نمودن تخته شطرنج انگلیسی ها در خاورمیانه کرده ، که پس از جنگ جهانی اول و از توافقنامه سایکس- پیکو که در آن انگلیس و فرانسه منطقه را حکّاکی نمودند هیچ تغییری نکرده.
در 11 جولای اردوکان در بغداد بود تا توافقنامه تاریخی " همکاری های استراتژیک " را امضاء نماید که مقایسه شده است با توافق آلمان – فرانسه بین صدراعظم آلمان کنراد ادنور و رئیس جمهور فرانسه ژنرال دوگل در سال 1963، این توافق اتحادی را بوجود آورد که اساس ادغام اقتصادی در اروپا را شکل داد. موافقتنامه استراتژیک جدید ترکیه را در بازسازی اقتصادی عراق مشارکت خواهد داد، و ادغام اقتصادی دو کشور را شروع میکند
اخیرا ترکیه با همکاری اداره مبارزه با مخدر آمریکا یک کنفرانس بین المللی مواد مخدر برگزار نمود، و ترکیه همچنین در حال ایفای نقشی پیشرو در تعقیب شبکه چند میلیارد دلاری مواد مخدر دارد که هروئین را از افغانستان قاچاق میکند، بنابراین ترکیه به عنوان یک جناح اصلی در مقابله با جنگ تریاک جدید انگلستان است
در این زمینه، تمامی سرمایه های تاریخی بریتانیا بسیج شده اند
ارگنه کن: ترکان جوان مد روز
در 15 ژوئیه، دادستان کل اسلامبول کیفر خواست علیه ارگنه کن را به دادگاه عالی جنائی ارائه نمود. 2.455 صفحه کیفر خواست 86 مظنون را نام میبرد که 48 نفر از آنها هم اکنون در بازداشت هستند، از جمله اعضای بازنشسته و در حال خدمت نیروهای مسلح، همچنین دانشگاهیان، روزنامه نگاران، فعالان سیاسی و چهره های شبکه های جرم و جنایت. در میان دستگیر شد گان ژنرال هورسیت تولون فرمانده شماره دو ارتش تا قبل از بازنشسته شدن، و سنر اریوگور فرمانده قبلی ژاندارمری کل کشور، همچنین بازداشت رئیس اتاق بازرگانی آنکارا سینان آیگون بسیار خبرساز شد
اتهامات عنوان شده در ارگنه کن عبارتند از : "عضویت در گروه مسلح تروریستی" ؛ "کمک و معاونت در جرم سازمان های تروریستی مسلح" ؛ "تلاش برای تخریب دولت جمهوری ترکیه" ؛ "تشویق مردم  به عصیان علیه جمهوری ترکیه" ؛ " در اختیار داشتن مواد منفجره ، با استفاده از آنها ، و تحریک دیگران برای ارتکاب این جنایات " ؛ "تشویق سربازان به نافرمانی از مافوق " ؛ "آشکارا تحریک نمودن نفرت و خصومت " ؛ و دیگر جرایم مشابه.
در میان جرائم خاص که ارگنه کن به آن متهم است، حمله مسلحانه سال 2006 به شورای ایالتی دادگاه عالی ست که در آن یک قاضی دادگاه عالی به قتل رسید، و یک تیراندازی و حمله با نارنجک  در استانبول به دفتر روزنامه " کوم حریت" .
روزنامه های ترکیه ارگنه کن را با شبکه های تروریستی " پشت سر نمان " گلادیو در ایتالیا مقایسه میکنند و آنرا به عنوان جزئی از " حکومت عمیق " ( اصطلاحی که در ترکیه معروف ست و به معنی حکومت واقعی درون سیستم میباشد) به حساب می آورند، امّا مصطفی آکار یک استاد اقتصاد در دانشگاه کیریکال در یک اظهار نظر که در روزنامه زمان مورخ دوم جولای منتشر شد از این هم فراتر رفته و آنرا عامل بی ثباتی در ترکیه معرفی نمود
در این مقاله با تیتر " ارگنه کن، فرصتی برای آشتی بین حکومت و مردم"، مقاله آکار نه تنها این گروه را " طراحی شده به عنوان یک سازمان شبه نظامی در ناتو و شاخه گلادیو در ترکیه "،  معرفی میکند بلکه همچنین به نقش عمیقتر "کمیته اتحاد و توسعه" (سی یو پی، یا کوپ)، سازمانی متشکل از ترک های جوان در اوایل سالهای 1900 ( سی پی یو یک عملیات به شیوه فراماسونی بود که توسط  اداره اطلاعاتی بریتانیا ایجاد شده بود، توسط لژ بریتانیا- اسکاتلند متحد شده با لژهای فرانسه و ایتالیا در 1906، به عنوان وسیله ای برای تسلط یافتن بر امپراتوری عثمانی، همین شبکه ها فاشیست در ایتالیا و اروپا را بوجود آوردند.)
آکار مینویسد:
اول، ترکیه باید با ارگنه کن موثر برخورد نماید اگر به دنبال خلاص شدن از شّر تاثیرات مبرم حزب پیشرفت و توسعه میباشد که بیش از یک قرن بطور موثر در کشور باقی مانده. آسیب تحمیل شده توسط این حزب که با وعده آوردن آزادی ها بر علیه عبدالحمید دوم شورش نمودند، امّا پس از بدست گرفتن قدرت متوسل به سیاست های سرکوب گرانه شدند، به سادگی توصیف پذیر نیست. کشور با مشکلات عظیمی  در دوره حکومت حزب اتحاد در سالهای 1908 و 1918 روبرو شد، هر کاری که این حزب انجام داد نتیجه ای جز فاجعه و تخریب نداشت. جنگ بالکان، جنگ جهانی اول، شکست ساریکامیس، حادثه (کشتار) ارامنه، از دست دادن بالکان، شمال آفریقا و حجاز، اشغال آناتولی و طریقی که به پیمان سورس منتهی شد، همه محصول نقش حزب اتحاد و توسعه میباشند. آسیب تحمیل شده به این کشور توسط این حزب فقط به شتاب بخشیدن به سقوط امپراتوری عثمانی و سیاست های نادرستی که وقایع غم انگیز پس از آن را رقم زد محدود نمی شود.
شاید امپراطوری عثمانی به هر صورت سرنگون میشد، مانند امپراتوری های دیگر، ولی آسیب واقعی از درون این حزب و از آرمان های متعصّبانه ناسیونالیستی آن قرار دارد که بعضی ها آنرا نژاد پرستی نیز مینامند و منجر به سرکوب، بیگانگی از مردم، و حفاظت  در برابر بازیگران خارجی(که عوامل بیگانه غیر از خودشان کس دیگری نبود، این همه خیانت به کشور تحت نام میهن پرستی، واقعاً که جای تعمق و اندیشیدن دارد- مترجم )، که در قرن گذشته تاثیرات پاک نشدنی بر ترکیه باقی گذاشت. همیشه پس از آن، ناسازگاری مداوم بین حکومت و ملت، درگیری ما بین منتخبین و منصوبین، و ادراک نادرست که به رسمیت شناختن هویت های گوناگون باعث تجزیه کشور خواهد شد، همه اینها باهم از کارهای حزب اتحاد بوده، برداشتن بزرگترین موانع پیش روی ترکیه به طور مستقیم به حذف شّر طرز فکر موجود در این حزب و در مکانیسم های اداری بستگی دارد.
در اشاره به ارتباط گلادیو مانند، با خارج از ترکیه، آکار اضافه میکند که برخورد کردن با ارگنه کن به عنوان یک عملیات داخلی " اشتباهی ست در دیدن نصف تصویر- ماجرا " و در اشاره به کودتا های دیگر میگوید:
کودتا شامل برخی از ابعاد خارجی نیز میباشد، از تجزیه و تحلیل مناسب مدارکی که به اطلاع عموم رسیده در حال حاضر آگاه شده ایم که هر کودتایی که در ترکیه انجام شده به نحوی مرتبط با سازمان ارگنه کن بوده است.
متاسفانه این باند، که بطور گسترده اتکا به گفتمان ناسیونالیستی دارد، هیچ کاری انجام نداد بجز انجام طرح های ابداع شده توسط بازیگران ناتو.
هر چند آکار بطور مستقیم این را محصول طرز فکر انگلیسی سایکس- پیکو معرفی نمیکند ولی نام بردن از" کمیته اتحاد و توسعه" دقیقا معرفی نمودن بی ثبات سازی مداوم ترکیه به عنوان یک عملیات انگلیسی ست
اکسکوتیو اینتلیجنس رویو در مقالات بسیاری ریشه های امپریالیستی انگلیسی  ترکان جوان را مستند ساخته است برای مثال نگاه کنید به مقاله 15 آپریل 1994 جوزف برودا،" پالمرستون ترکان جوان را روان میکند تا کنترل همیشگی شرق میانه را بدست آورد" در اینجا ما یک نوک ناخن برایتان بازگو میکنیم.
ترکان جوان بخشی از طویله جنبش های فاشیستی الهام گرفته از جوزپه مازینی مامور انگلیس بود، از جمله اروپای جوان، ایتالیای جوان، آلمان جوان  و الی آخر، که در واژگون کردن و تصرف امپراتوری عثمانی از طرف امپریالیست های اروپایی به رهبری بریتانیا به انضمام فرانسه، ایتالیا و روسیه ایجاد شدند، " کوپ " یا کمیته اتحاد و توسعه در سال 1906 و در شهر یونانی سالونیکا بنیان نهاده شد، سپس در درون امپراتوری عثمانی و تحت مدیریت امانوئل کاسارو یکی از کارگزاران " بنای بریث " ایتالیا (سازمان پرقدرت صهیونیسم همردیف و همکار آیپک در اروپا و آمریکا-مترجم) گسترش یافت، کاسارو همچنین استاد اعظم لژ فراماسونی ایتالیا در سالونیکا بنام " مقدونیه برانگیخته " بود که به عنوان مقر ترکان جوان مورد استفاده قرار میگرفت. در 1907 رهبر ترکان جوان مهمت تلعت، استاد اعظم مناسک اسکاتلندی- فراماسونی در سراسر امپراتوری عثمانی میشود.
کاسارو همچنین یک نقش رهبری در سرنگونی عبدالحمید دوم  در 1908 توسط ترکان جوان به عهده داشت، که راه را برای تصاحب دولت امپراتوری عثمانی توسط  "کمیته ترکان جوان" هموار نمود و تا سال 1918 حکومت شان ادامه یافت.
از طریق ترکهای جوان، استادان بازی بریتانیا ایدئولوژی های نادرست مختلفی را منتقل نمودند، از جمله پان ترکیسم، پان اسلامیسم و حتّی صهیونیسم، با این واقعیت که ولادیمیریابوتینسکی یک عضوآن بوده، یابوتینسکی یک رهبر جناح ملّی صهیونیسم و راهنمای معنوی جناح راست حزب لیکود اسرائیل  و مخصوصا رئیس فعلی آن بنیامین ناتانیاهو بود. در واقع یابوتینسکی سردبیر روزنامه " کوپ" جوانان ترک بود. در طول این مدت "کوپ" مسئول فجایعی بود که دکتر آکار تشریح نمود
بر اساس کیفرخواست ارگنه کن، تقریبا 100 نفری که در بازداشتند و یا تحت تعقیب هستند، مرتبط با سازمان های شلغم شوربایی هستند، از چپ افراطی تا راست تندرو، از فوق سکولار تا اسلامی بنیادگرا، بعضی برای احیای خلافت فعالیت میکنند.!!
یک لینک مستقیم دیگر به " کمیته اتحاد و توسعه " ارتباط چندین تن از رهبران بدنام و رسوای " گرگ های خاکستری "، جنبش پان ترکی که علی آگسا عضو آن بود و برای ترور ناموفق پاپ ژان پل دوم به اعدام محکوم شده بود. پدر خوانده گرگ های خاکستری ضیا گول کالپ بود که در سال 1924 فوت شد، او نظریه پرداز اصلی " کوپ " و شخصیت اصلی ایدئولوژی نژادپرستانه پان ترکی بود، یک ایدئولوژی مصنوعی دیگر، بوجود آمده توسط واژه شناس، شرق شناس و صهیونیست مجارستانی آرمینیوس وامبری، یک مامور لرد پالمرستون و دفتر امور خارجه بریتانیا که در سالهای 1960 در دادگاه سلطان خدمت میکرد
زمان امروز روزنامه ترکیه جزئیاتی از یک سند را انتشار داد که ساختار ارگنه کن را به نمایش میگذاشت، و در آن برملا شد که این گروه بصورت یک جمعیت شبه نظامی مخفی با هفت فرماندهی سازمان یافته ست از جمله برای هر یک از ارکان دولت، اطلاعات، تجزیه و تحلیل اطلاعات، عملیات، منابع مالی، بررسی درون سازمانی، برنامه ریزی. سند چیزی مثل این را عنوان میکند، " در قرن بیست و یکم، سازمان های اطلاعاتی به ناچار نهاد شکل دادن به سیاستمداران جهان و سیاست جهانی خواهد بود."
روزنامه های ترکیه ارگنه کن را به همه گروه های تروریستی که در سه دهه گذشته ظهور پیداکردند مرتبط میکنند، از جمله قاچاقچی- تروریست های حزب کارگران کردستان (پی کی کی).
زمان امروز به نقل از عضو ارگنه کن تونکای گونئی که رسما ارگنه کن را با (پی کی کی) مرتبط میکند. گونئی ادعا میکند که رهبر (پی کی کی) با دیگر رهبران این گروه دیدار کرد، و به آنها گفت " با ارگنه کن درگیر نشوید ". ارگنه کن همچنین ارتباطی هدایت کننده با گروه افراطی  جناح چپ حزب " جبهه/آزادی انقلاب مردم(دی اچ کی پی/سی) دارند، که در لیست سازمان های تروریستی آمریکا قرار دارند، و در پشت قتل تاجر اوزدمیر سابانچی درسال 1996 بود.
 لینک مفید

Thursday, 22 July 2010

تهدید شیمیایی نامرئی علیه مردان



همانطور که انتظار داشتم تمامی سایت های خبری داخلی و خارجی از انتشار مقاله قبلی ام که ترجمه مطالب علمی و تحقیقی دانشمندان معتبر جهان بوده خودداری کرده و حتّی در قبال فرستادن مقاله و دادن حق دخل و تصرف کامل به آنها، جوابی نیز برای اینکه چرا اینجانب را مورد تحریم قرار داده اند عنوان نکردند
از آنجائیکه هدفم هشدار دادن به مردم و تا حد امکان جلوگیری از ادامه مسمومیت جامعه و مخصوصا نوزادان پسری که بخاطر ناآگاهی والدین شان تمام عمرشان تباه میگردد و درگیر انواع بیماری های جسمی و روانی میشوند، به افشاگری ادامه میدهم و اینبار برای درک بهتر شما عزیزان از این پدیده یکی از مقالات با ارزش خانم پارنلا ماینز رو که در اصل باعث گشودن چشم هایم نسبت به این موضوع شد را با دقت کامل ترجمه نمودم و تقدیم به همه مادرانی میکنم که برای عشق به کودکان شان با دقت کامل از مواد شیمیایی خطرناک حداقل در دوران بارداری پرهیز میکنند و از نزدیک شدن نوزادان بی اطلاع و بیگناه شان به انواع مواد خطرناک جلوگیری مینمایند
مقاله « سیب و شامپو تهدیدی برای نابودی ما» در سال 2007 در روزنامه اویزن چاپ شد
تهدید شیمیایی نامرئی
کیفیت بد اسپرم و انسان کمتر بر روی زمین. بسیاری مبتلا به سرطان، چاقی های مفرط و بیماری های استخوانی میشوند که پیامدهای این خطر تاثیر جدّی بر روی آینده ما دارد،اینکه ما روزانه از طریق غذایی که میخوریم یا کرمی که بر بدنمان میمالیم مواد شیمیایی وارد بدن خود میکنیم که مجموعه آنها با هم مخلوط تهدید کننده ای را تشکیل میدهند
این موضوع توسط والاترین متخصصین در زمینه آلودگی شیمیایی و اخلال هورمونی ثابت شده، متخصصینی که اخیرا در دانمارک برای تبادل نظر و استفاده از دانش یکدیگر گرد هم آمده بودند
به گفته پروفسور نیلز اسکاک بک از بیمارستان کپنهاگ مشکل آلودگی شیمیایی محیط بسیار بزرگ و جدّی است. اگر جمعیت دانمارک بخاطر کیفیت بد اسپرم قادر به تولید مثل نباشد بنابراین مسئله ای جدّی خواهد بود
او از طرف پروفسور ریچارد شارپ از موسسه تولید مثل مصنوعی انسان در انگلستان مورد تائید و حمایت است و میگوید: « ما در مقابل یک سناریوی مصیبت بار قرار گرفته ایم»
یکی دیگر از دانشمندان نظرش اینست که « ما بعنوان یک گونه مورد تهدید قرار داریم مانند دایناسورها»ا
متخصصین دانمارکی به فریاد خواهی از سیاستمداران پرداخته اند و میگویند یک گروه نظارت مستقل ملّی باید تشکیل شود و باید دانش بیشتری بر روی پیامدهای این مواد بر روی انسان بدست آید و در اختیار قانون گذاران قرار گیرد
نمیتوانیم ببینیم شان و نمیتوانیم بو یا مزه شان را تشخیص دهیم، امّا آنها بر روی همه چیز هستند، در پیتزا های یخ زده، در بارانی پلاستیکی که میپوشیم در مقابل کامپیوتری که نشسته اید و کرمی که به بدنتان میمالید
هر ساله صنایع و تکنولوژی 2000 ضایعات شیمیایی جدید وارد محیط میکنند و در حال حاضر 110.000 از این ضایعات در اطراف مان وجود دارند
بعضی از این مواد شیمیایی در دراز مدت خطر جانی بوجود میآورند و آرام و غیر قابل رویت به بزرگترین تهدید برای سلامتی مان مبدل شده اند، بر علیه قابلیت ما برای تولید زندگی و بچه دار شدن
بدتر از آنکه فکر میکنید
دانشمندان سراسر جهان اکنون هشدار میدهند که ما در مقابل مشکلی قرار داریم که بسیار بزرگتر از آنچه باور داریم میباشد
دختران بیشتری به بلوغ زودرس میرسند، مردها بیشتر از معمول به سرطان بیضه مبتلا میشوند و کیفیت اسپرم مردان در 50 سال گذشته به مرور بدتر شده و پسران بیشتری با آلت تناسلی معیوب بدنیا میایند، حتّی در طبیعت نارسائی جنسی در مورد ماهیان و خرس های قطبی دیده میشود
اخیرا مواد شیمیایی عامل اصلی چاقی مفرط شناخته شده اند، و همچنین در سقوط و تنزل هوش و استعداد کودکان، انواع دیابت ها، بیماری های قلبی و سرطان ها
یک تحقیق کاملا جدید از بیمارستان کپنهاگ نشان میدهد که مقدار تستوسترون هورمون جنسی مردانه تا حد بسیار زیادی کاهش یافته و مردان جوان امروز در مقایسه با پدر و پدربزرگ شان بسیار کمتر مردانه هستند
همین مواد مخرب کننده هورمون ها عامل این پدیده شناخته شده اند، امّا اینکه این مواد چگونه چنین تاثیری بر بدن میگذارند هنوز توسط دانشمندان شناخته نشده. (زیرا بودجه ای برای تحقیق در این زمینه اختصاص داده نمیشود- مترجم)
این مواد به طور عمده در مواد غذایی مان وجود دارند که به دو صورت وارد چرخه غذایی میشوند. یکی از طریق مواد ضد آفت که در صنایع کشاورزی مورد استفاده قرار میگیرند و دیگری توسط مواد کنسرو کننده(این مواد باعث میشوند که غذا به مدت طولانی فاسد نشود)
علاوه بر این مواد مخرب کننده هورمون ها در جاهای دیگری از جمله صابون ها، پودرهای ظرفشوئی و لباسشوئی، رنگ های ساختمان، تو دوزی اتومبیل ها، پلاستیک ها، بطری های محتوی نوشابه های مختلف و آب معدنی، جعبه های پیتزا، کامپیوترها، مبل ها و از همه بدتر در لوازم آرایشی و بهداشتی و کرم ها
دانشمندان بزرگترین نگرانی شان در مورد زنان حامله میباشد. چون هر چند افراد بالغ هم توسط این مواد صدمه میبینند ولی پیامدهای مخرب این مواد برای نوزادانی که در رحم مادر هستند مخصوصا نوزادان پسر از همه خطرناک تر است، برای اینکه همه ما در شکم مادر اوّل دختر هستیم، تا اینکه نوزاد شروع به تولید تستوسترون میکند و نوزاد پسر میشود و بخاطر اینکه این مواد مخصوصا بر روی تولید تستوسترون تاثیر مخرب میگذارند و حتّی به آلت تناسلی نوزاد پسر صدمه میزند
تاثیر کوکتیلی
به گفته دانشمند انگلیسی آندریاس کورتن کمپ که در این تحقیقات شرکت داشته است « مشکل بزرگ این است که وقتی ما هر یک از این مواد را به تنهایی مورد بررسی قرار میدهیم اثر تخریبی کمی از خود نشان میدهند» امّا او به همراه دانشمند دانمارکی ثابت نموده اند که وقتی مواد موجود در غذا و مواد موجود در شامپوها بطور همزمان در بدن قرار میگیرند تبدیل به یک مخلوط مسموم کننده میشوند
وقتی حیوانات آزمایشگاهی در معرض مخلوطی از این مواد قرار میگیرند، دارای آلت تناسلی بسیار تغییر شکل یافته (صدمه دیده- مترجم) میشوند. درست مانند تعداد زیاد و رو به افزایش پسر بچه هایی که در بیمارستان کپنهاگ زیر عمل جراحی قرار میگیرند
با تمام این خطرات عظیمی که دانشمندان وجود آنها را ثابت نموده اند، پارلمان اروپا با تصویب قانونی بنام ریچ به ظاهر مشکل را حل نمود. این قانون به خود صنایع اجازه میدهد که محصولات خود را آزمایش کنند و به مردم قول دهند که آنها سالمند!!!!!!
آندریاس کمپ میگوید این احمقانه است که خود صنایع محصولات شان را تست نمایند و سلامتی آنها را تضمین نمایند
کاترینا مین رئیس پزشکان بیمارستان کپنهاگ توصیه میکند از مواد غذایی اکولوژیک استفاده کنید (محصولاتی که تقریبا عاری از مواد شیمیایی هستند و با مارک مخصوصی هم مشخص میشوند)، میوه ها و سبزی ها را با دقت و خوب بشورید، نه فقط زنان حامله بلکه همه باید از اینگونه مواد که در تمام طول زندگی در اطراف مان هستند پرهیز کنیم

Friday, 16 July 2010

مواد شیمیایی تغییر جنسیت دهنده در حال از بین بردن مردانگی در جهان هستند


بسیاری از سرطان ها از جمله سرطان پروستات و سرطان سینه، بسیاری از بیماریهای قلبی و عروقی، چاقی های مفرط، دیابت ها و گسترش ناتوانیهای جنسی در مردان و نازائی در زنان بعلت وجود مواد شیمیایی بسیار خطرناکی بوجود میایند که در اکثر محصولات مدرن موجود میباشد.

سازمان دولتی کنترل محصولات در آمریکا FDA

بعد از سالها انکار واقعیت و اجازه دادن به کمپانی های بزرگ برای ادامه دادن به مسموم نمودن ملل جهان خلاصه در مقابل کوهی از مدارک و هشدارهای بزرگترین دانشمندان در زمینه آلودگی های شیمیایی در جهان مجبور شد رسما این مواد را برای سلامتی بشر خطرناک بنامد. اما هنوز به ممنوع نمودن کامل آنها نمی پردازد!

دولت دانمارک ولی در اقدامی قابل تحسین، آنهم فقط بخاطر آگاهی یافتن بخش وسیعی از مردمش در مورد این پدیده که آن هم البته بعلت تلاشها و هشدارهای مداوم پروفسور اسکاک بک معروفترین دانشمند علوم بالینی و نوزادان در جهان، در تلاش برای تصویب قوانینی از طرف اتحادیه اروپاست تا تولید و واردات محصولات آلوده به این مواد خطرناک در اروپا ممنوع شود

در نیم قرن گذشته ناآگاهی بسیاری از مادران و زنان باردار جهان در استفاده از محصولات دنیای مدرن که محتوی مواد شیمیایی بسیار خطرات، مهلک و آزاردهنده ای بنام استروژن های صنعتی بوده اند که گروهی از دانشمندان آنها را مواد شیمیایی تغییر جنسیت دهنده و گروهی دیگر مواد شیمیایی مونث کننده مینامند! خطرناکترین آنها عبارتند از: بیسفینول ای که در پلاستیکهای شفاف مانند بطریها، محافظ خارجی کپسولهای دارویی و همچنین کنسرو ها و کمپوت ها بکار میرود، فتالت ها که در انواع لوازم آرایشی موجودند، پارابین ها در اکثر شامپو ها، کرمها و رنگ موها پیدا میشوند، مواد ضد حریق پی دی ئی که در پلاستیکهای سخت تمامی لوازم الکترونیکی بکار میروند که پس از گرم شدن وسایل الکترونیکی گازهای سمّی متصاعد میکنند، صدمات جبران ناپذیری به جنین پسر این مادران وارد نموده و باعث افت شدید میزان تستوسترون و در نتیجه افت شدید مردانگی بسیاری از مردان جهان شده است که پیامدهای مهلک روحی و جسمی آن بیشمار است، مخصوصا به این جهت که کمتر مردی میخواهد در این مورد صحبت کند.

برای اینکه عمق این فاجعه را بشکافم و برای مبارزه با روش شرم آور رسانه ها در بی تفاوت کردن مردم ایران نسبت به این جنایت بزرگ قصد دارم چند مقاله کاملا علمی و معتبر را ترجمه نموده و به هموطنانم تقدیم نمایم، فقط امیدوارم با جدی گرفتن این موضوع حیاتی باعث شوید که مسئولان کشور به خود آیند و جلوی این مسمومیت های شیمیایی را بگیرند، البته نه با شعار بلکه با اعلام ممنوعیت قاطعانه تمامی مواد شیمیایی خطرناک. مخصوصا اینکه محصولات چینی که بازار ایران را اشباع نموده اند بعلت نبودن هیچگونه ضابطه ای در آن کشوربرای کنترل مواد شیمیایی خطرناک، به وفور آلوده به این مواد خطرناک میباشند و مردان چینی خود یکی از بزرگترین قربانیان این جنایت کمپانی ها بر علیه تمامی بشریت هستند و ناتوانیهای جنسی و نازائی در چین بسیار فراگیر شده است.

از کسانی که این مطالب را میخوانند تمنّا میکنم به زنان باردار هشدار دهید که از لوازم آرایش، شامپوها، کرم ها و رنگ موها حداقل در دوران حاملگی پرهیزنمایند و در مورد لزوم از انواع گیاهی و یا بی ضرر آنها استفاده کنند و از قرار گرفتن کودکان در معرض اینگونه مواد جلوگیری نمایند، از بطریهای شیرو پستانکهای سمّی !! گرفته تا اسباب بازی های پلاستیکی که با اندکی گرم شدن مواد سمّی خود را آزاد مینمایند و حتّی برخی از خود گاز اعصاب پس میدهند!


و اینک مقاله جفری لین از تلگراف لندن با عنوان " چرا پسرها در حال دختر شدند؟ "

مواد شیمیایی تغییر جنسیت دهنده عموما از مقررات اتحادیه اروپا معاف هستند.

در اینجا یک مسئله ناخوشایند از طرف حکومت دانمارک، دولت این کشور دیروز از پژوهشی رسمی پرده برداری کرد که نشان میدهد کودکان زیر دو سال در معرض طیف وسیعی از مواد شیمیایی تغییر جنسیت دهنده ای هستند که در محصولاتی که بطور مداوم و روزمره مورد استفاده قرار میگیرند وجود دارند، مانند لباسهای ضد آب، چکمه های پلاستیکی، وسایل خواب، کرم ضد آفتاب، لوسیونها و کرم های دیگر.

گزارش 326 صفحه ای سازمان حفاظت محیط زیست در واقع آخرین قطعه از هشدارهای روبه افزایش است و تصویری که درحال نمایان شدن است، آلودگی شیمیایی فراگیری ست که در حال پائین بردن کمیّت و کیفیت اسپرم و مونث سازی کودکان ذکور در تمامی کشورهای توسعه یافته است.(چون آمار تقریبا دقیق در غرب وجود دارد میتوان با دقت بررسی نمود و به این معنی نیست که در بقیه دنیا اتفاق نمی افتد- مترجم)

اقدامات ضد آلودگی ها و مقررات بسیار ناتوان در جلوگیری از آنها بوده، تعداد اسپرم چنان سریع درحال سقوط است که مردان جوان کمتر از پدران خود قابلیت باروری دارند، در حقیقت یک سوم پدرشان اسپرم تولید میکنند!

و مواد شیمیایی تغییر جنسیت دهنده را امروزه بطور فزاینده ای بعنوان عامل راز پسران از دست رفته میدانند، کودکانی که به طور معمول می باید پسر میشدند ولی به جای آن دختر متولد شده اند!

سازمان جهانی حیات وحش در تحقیقی قدیمی تر هشدار داده بود که این مواد شیمیایی آنقدر فراگیر شده اند که نمیتوان برای جلوگیری از آنها کاری انجام داد!!(با ممنوع نمودن تمامی مواد سمّی و محاکمه نمودن خاطیان میتوان جلوگیری نمود، این فقط فساد سیاستمداران ست که عامل ادامه این جنایت بر علیه بشریت است- مترجم)

دیوکسین، پی وی سی، مواد ضد حریق، فتالت ها( که بسیار گسترده برای نرم کردن پلاستیکها بکار میروند) و پی سی بی که یک و نیم میلیون تن از آن در ساخت انواع بیشماری از محصولات از رنگها گرفته تا تجهیزات برقی مورد استفاده قرار گرفت.

در نهایت پسران جوان، مانند آنهایی که در مطالعه دانمارک اشاره شده، اسپرم کمتری تولید خواهند کرد و به رفتار زنانه متمایل خواهند شد.

تحقیقی که در دانشگاه روتردام اراسموس صورت گرفت نشان داد پسرانی که مادرانشان در معرض پی سی بی و یا دیوکسین قرار داشته اند بیشتر علاقمند به بازی با عروسک یا ست چایی ریختن و یا لباس زنانه پوشیدن دارند!

و این در داخل رحم است که کودکان از همه بیشتر آسیب پذیرند. یک مطالعه بر روی بند ناف های مادران انگلیسی نشان داد که همه آنها آلوده به انواع مواد شیمیایی هستند. دانشمندان در دانشگاه روچستر نیویورک کشف کرده اند، پسرانی که از مادرانی متولد شده اند که در معرض فتالت ها قرار داشته اند، دارای آلت تناسلی کوچکتر و بیضه های زنانه شده هستند!

همین آلودگی دلیل تغییر اسرار آمیز جنسیت کودکان است، به طور معمول 106 نوزاد پسر به ازای هر 100 دختر متولد میشوند، اینطور تصور میرود که این راهی ست که طبیعت برای جبران مردهایی که احتمالا در شکار و یا نبردها کشته میشوند اعمال میکند، امّا سهمیه زنان در حال افزایش ست به حدی که 250 هزار کودکی که مطابق آمار میبایستی پسر میشدند در نهایت دختر متولد شدند، این رقم فقط متعلق به ژاپن و ایالات متحده آمریکاست، در انگلستان این اختلاف تعداد به هزاران کودک در سال میرسد!

یک جامعه سرخپوست کانادایی که در سرزمین اجدادی خود در نوک شرقی دریاچه هیوران زندگی شان توسط یکی از بزرگترین کثافتکاری های صنایع شیمیایی جهان زیر و رو شده، زنان بیچاره این جامعه دو برابر پسرها دختر بدنیا میآورند. در اسوسوی ایتالیا هم وضع به همین منوال است که در اثر حادثه ای در 1970 آلوده به دیوکسین شده بود، همچنین در میان کارگران آفت کش روسی. شواهد بسیاری وجود دارند که این مسئله در مناطق دوردست نیز وجود دارد، به دوری اسرائیل، تایوان، برزیل و مناطق قطبی.

با وجود اینهمه شواهد، مواد شیمیایی تغییر جنسیت دهنده به طور وسیعی معاف از مقررات اتحادیه اروپا هستند که برای جلوگیری از مواد شیمیایی خطرناک وضع شده اند. انگلستان و نخست وزیری تونی بلر مسئول واقعی این مسئله بود. و اکنون مدارکی رو شده که نشان میدهد زیر فشار دولت بوش و برای صدمه نزدن به صادرات آمریکا بوده که بلر به چنین عملی مبادرت نمود.(همین بوش که در زیر فشار فعالان مجبور به امضای لایحه ای شده بود که با اعلام ممنوعیت هر شش گونه فتالت های خطرناک تا حدودی جلوی مسمومیت کودکان در آمریکا را میگیرد در جمله ای با تمسخر گفته بود: " بچه ها اسباب بازی های فتالت دار را در دهانتان نگذارید " – مترجم)

دولت دانمارک در حال حاضر با برنامه ریزی در حال لابی کردن برای سخت کردن مقررات است. مخصوصا بخاطر نگرانی از انتشار تحقیقات دیگری که نشان میدهند، وقتی انواع مختلف این مواد تغییر جنسیت دهنده در کنار یکدیگر و در یک مجموعه عمل میکنند اثری بسیار مخرب تر از خود بجا میگذارند تا مواقعی که بطور جداگانه و انفرادی اثر گذارند.( مانند اطاق های کوچک و بدون تهویه کودکان که مملو از اینگونه اشیا آلوده کننده هستند- مترجم)

دانمارک با استناد به این کشف که با استفاده از منابع بسیار معتبری صورت گرفته و خطری که کودکان زیر دو سال را تهدید میکند میخواهد که این مورد در مقررات حتما ذکر شود.


Wednesday, 14 July 2010

احمدینژاد مبلغ حکومت جهانی در اجلاس نیجریه

احمدینژاد تنها رئیس دولت در جهانستکه علناً و مکرراً از لزوم ایجاد یک نظم نوین جهانی صحبت میکند در حالیکه اصولا در غرب بندرت از این مسئله خبری منتشر میشود، زیرا مردم بسیار در این مورد حساسند و بر خلاف بعضی از هموطنان ما که فقط ادعای وطن پرستی دارند و وطن دوستی را کافی نمیدانند ولی سرسپردگی برای آمریکا و اسرائیل را افتخار میدانند، مردم در غرب بشدت احساسات ناسیونالیستی دارند بعنوان مثال سیاستمداران اروپایی با وجود استفاده تبلیغاتی فراوان از مصائب دو جنگ خانمانسوز جهانی، برای قبولادن اتحاد بین ملل اروپایی و ایجاد اتحادیه اروپا ناموفق بوده اند و دیگر به بن بست کامل رسیده اند و به عقیده کارشناسان اقتصادی مستقل، عنقریب یورو از دور خارج خواهد شد. همین احساسات میهن پرستانه مشکلات فراوانی برای سیاستمداران آمریکا، کانادا و مکزیک برای ایجاد اتحادیه نفتا بوجود آورده است.

در حالیکه سبورچیان معروف به احمدینژاد در اجلاس هشت کشور اسلامی که اخیرا در نیجریه برگزار شد سرسپردگی اش را به صهیونیسم جهانی با وقاحت تمام به نمایش گذاشت و به مبلغ این حکومت جهانی تبدیل گشت، عین گفته او:

" اکثر مردم در جهان از اوضاع متشنج ناراضی میباشند و انتظار دارند که یک نظم نوین جهانی داشته باشند "

به خبرگزاری فارس گفته:

" موضوعاتی از قبیل مشکلاتی که جهان با آن روبروست، از قبیل بحرانهای اقتصادی و لزوم تغییر نظم موجود جهان در این کنفرانس بررسی میشوند که نمایندگان جمهوری اسلامی ایران نظرات خود را برای استقرار این نظم نوین جهانی ارائه خواهند کرد "

کجا و کی از مردم ایران نظرسنجی شده که زیر بار یک چنین نظمی بروند؟ اصلا چگونه شخصی که ریاست جمهوری اش با تقلب، شکنجه و اعدام پا برجاست به خود اجازه میدهد درمورد چنین مسائل بسیار حیاتی، امنیتی و شدیدا مشکوک با بیگانگان به مذاکره بنشیند؟ مفتضحانه تر از همه اینکه گروه ایران به مدافعین این حکومت جهانی در این اجلاس بدل شده بودند!!

آیا خفته اند همه!!!

پس بهمین دلیل خون هموطنانمان، شکنجه و تجاوز به جوانانمان برای خبرگزاریها بی ارزش شده، چون این وطن فروشان در رویای فروش تمام مملکت بسر میبرند، پشتشان گرم از نبود احدی که از این حقایق به مردم ایران بگوید، براحتی و فقط و فقط با شعارهای تو خالی بزرگترین خدمتها را در سی سال گذشته به استعمار نموده اند و حال نوبت به آخرین پرده خیانت آنان رسیده یعنی دادن اختیار کشور به بیگانگان آنهم زیر لوای یک حکومت جهانی.

در عوض فراوانند کسانی که همین نظم نوین جهانی را برایتان زیبا و دلپذیر معرفی میکنند، همانهایی که میگویند ماسونها فقط به فقرا کمک میکنند!! ازین به بعد هم به اشاعه افکار پاسیو در مواجه با استعمار خواهند پرداخت و از اینکه با احمدینژاد در یک صف قرار گیرند نیز هیچگونه ابائی نخواهند داشت!

اما این نطم نوین جهانی چیست؟

در 11 سپتامبر سال 90 و در بحبوحه حمله نظامی اول آمریکا به عراق، جرج بوش پدر برای اولین بار بطور علنی در نطقی در مقابل نمایندگان کنگره آمریکا از این پدیده صحبت نمود و گفت:" آنچه که در عراق رخ میدهد بسیار فراتر از یک کشور کوچک را مد نظر دارد، این برای یک ایده ای والا ست! یک نظم نوین جهانی! نظمی که قانون در آن حکمفرما ست"!!

منظور او بطور خلاصه و ساده یک حکومت کاملا پلیسی در تمام جهان بود. این چه ایده والایست که با تجاوز به یک کشور مستقل و کشتار صدها هزار انسان بیگناه بنا میشود؟!! مطبوعات آمریکا بسیار سرسری ازین مسئله گذشتند ولی این نطق در اینترنت جاودانه گشت. در اونموقع مشخص شد که این نه فقط توهّمات طرفداران تئوری های توطئه بلکه هدفی مشخص و برنامه ریزی شده توسط قدرت های بزرگ جهان میباشد.

متاسفانه از سالها قبل برخی مجلات تخصصی و اقتصادی به انتشار مقالاتی در توجیه این پدیده برای قشر عموما تحصیل کرده در ایران پرداختند که اغلب ترجمه بروشورهایست که توسط تینک تنک ها ی نیویورکی منتشر میشوند و تنها هدفشان منحرف کردن مردم از اصل مطلب میباشد، یعنی همان واقعیتی که هیچکس حاضر نمیشود در مناظرات علنی از آن صحبت کند زیرا که این نظم جهانی، حکومتی شدیدا پلیسی در جهان خواهد بود، که در اصل همان حکومت جهانی صهیونیست ها، همان حکومت جهانی سازمان ملل و همان آرمان جهانی بهائیان و فراماسونها میباشد.

اینان هر ساله در مجمع بیلدربرگ و بدور از هر گونه مزاحمت از طرف خبرنگاران گرد هم میایند که هدف نهایی همه آنها ایجاد همین حکومت جهانیست، حاکمان واقعی آن نیز بجز خاندان راتچایلد کس دیگری نمیتواند باشد، امروزه ثروت این مافیای عظیم غیر قابل تخمین است و نهایت رقمی که برایش تعیین نمودند یعنی پانصد تریلیون پوند با 14 صفر! باز هم رقمی غیر واقعی در مقابل عظمت قدرت و ثروت این خاندانست. چندین فیلم و کتاب در مورد آنها منتشر شده، اما بطور خلاصه؛ اینان با در دست داشتن مونوپولی چاپ پولهای مهم جهان مانند دلار، پوند، یورو و...، همچنین کنترل کامل بانکهای مرکزی تمام کشورهای بزرگ جهان، بازار طلا، آهن، الماس وغبره و غیره، علنا قدرت بلامنازع مالی و سیاسی جهان هستند که با تمام قدرت و ثروتشان در راه ایجاد این به اصطلاح نظم نوین تلاش میکنند.

حال چگونه است که رئیس متقلّب جمهوری به اصطلاح اسلامی ایران همسو با چنین نیروهای استعماری و استثماری قرار میگیرد و هیچکس هم صدایش در نمی آید؟

راستی چرا ما ایرانیان هنوز خود را باور نداریم؟ تمامی آزادیخواهان دنیا روی ما ایرانی ها حساب باز کرده اند و ما ایرانی ها را پرچمدار آزادی میدانند، آنوقت ما خودمان قدر ارزشهای مان را نمیدانیم، هموطنان و همرزمان عزیز؛ مبارزه ای بس بزرگ در دو سال آینده در پیش خواهد بود،باید آماده شد و در راه آگاهی رساندن به یکدیگر دیوارهای نخوت را بشکنیم و در راه ایده های براستی والا که همان آزادی، استقلال و بهزیستی است پیشگام آزادیخواهان جهان گردیم.

جوانان از سراسر جهان در کانادا جمع شدند تا علیه این نقشه شوم که از اهداف اجلاس سران هشت میباشد مبارزه کنند، پلیس کانادا درست مانند بسیجیها به آتش زدن ماشینهای خود پرداختند و همان را بهانه نمودند و جوانان غربی را منند حیوانات به غل و رنجیر کشیدند وبیشرمانه آنها را در قفس انداختند!! مردم در یونان نیز بر علیه نظام بانکی میجنگند تمام این درگیریها و جنگها گوشه و کنار جهان در جهت استقرار همین حکومت جهانی ست، باید هشیاربود امروز ملتها در گیر سیاستمدارانی شده اند که بی پروا و بطور حرفه ای دروغ میگویند و عوامفریبی را به نهایت رسانده اند و این فقط مختص به ایران نیست بلکه اکثر کشورهای به ظاهر دمکراتیک جهان نیز با این معضل روبرو هستند، صهیونیسم و نوکرانشان فراماسونها در لباسهای مختلف خود را مخفی میکنند از آخوند و پاسدار امنیتی گرفته تا کمونیست و لیبرال (منظورم نفوذی هاست نه همه طرفداران ابن عقاید) تحت برنامه ای دقیق و حساب شده با استفاده از ابزار فراوانی که دارند مانند رسانه ها و سیاستمداران آماده به خدمت به فریب مردم میپردازند و در نتیجه کنترل تمامی طرفهای درگیر در یک مبارزه عمومی و انقلابی را در اختیار میگیرند.

با هشباری و ایجاد همبستگی، شناسایی عوامل تفرقه، بدون ترس از برچسب های فراوان مطبوعات و وب لاگهای مزد بگیر، میتوانیم و باید نقشه های استعمار را بخشکانیم.

در آخر بطور کوتاه برداشت بسیاری از مطلعین سیاسی مستقل را در مورد این نظم جهانی عنوان میکنم.

جنگ اول آمریکا و عراق و نطق بوش پدر در گنگره آمریکا در 11 سپتامبر 90 در اصل اعلام شروع سه مرحله نهایی در ایجاد این حکومت جهانی بود، یازده سال بعد از آن جنایت 11 سپتامبر 2001 رخ داد که مرحله دوم این طرح بوده، در آنروز یوولین راتچایلد، بزرگ این خاندان مخوف در اولین روز ماه عسل خود بهمراه همسر جدیدش بارونس فوستر از هتلی که مشرف به دو ساختمان تجاری منهدم شده بود آن تراژدی را بصورت زنده تماشا میکردند.

باری میگویند مرحله سوم خود دارای دو مرحله میباشد که بحران مالی جهان مرحله اول آن و مرحله نهایی یک حادثه بسیار عظیم و با استفاده از پیشرفته ترین و مخفی ترین ابزار موجود در دست این دجالان و یازده سال پس از حادثه نیویورک یعنی در زمستان 2012 رخ خواهد داد و مردم کشورهای مختلف جهان ناچارا تن به یک حکومت امنیتی و پلیسی خواهند داد.

این رویای خام اشراف فاسد به کابوسی تلخ برایشان مبدل میشود و بدون هیچ شکی حق بر باطل پیروز خواهد شد.